شهید مدافع حرم عبدالحسین یوسفیان
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/19 | ساعت: 21:55
حاج عبدالحسین یوسفیان از شهر دستگرد برخوار از اعضای گردان ۱۰۴ امام حسین (ع) شاهین شهر بود که روز 28/9/94 در دفاع از حریم حضرت زینب (س) در سوریه به فیض شهادت نائل آمد.
شهید مدافع حرم حسین جمالی
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/19 | ساعت: 21:55
شهید « حسین جمالی » جوان 29 ساله اهل روستای یاسریه فسا که در قالب یگان ویژه صابرین تهران در دفاع از حرم اهل بیت در سوریه حضور داشت در نبرد با تروریستهای داعش در حومه شهر حلب در آبان ماه 1394 به همرزمان شهیدش پیوست.
شهید مدافع حرم حسین شاکری
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/19 | ساعت: 21:55
"حسین شاکری" از جوانان فعال ایرانی، طی درگیری با تروریستهای تکفیری در دفاع از حرم مطهر امامین عسکریین (ع) در تاریخ 3/11/93 به شهادت رسید. این رزمنده مجاهد در شهر سامراء عراق در درگیری با تروریستهای تکفیری به شهادت رسیده است. برخی خبرها از تشییع و تدفین شهید "حسین شاکری" در نجف اشرف حکایت دارد. "حسین...
شهید مدافع حرم محمد ظهیری
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 23:13
شهید تکاور ستوان سوم پاسدار محمد ظهیری وی در خانواده مذهبی در روز ۱۰ بهمن ماه سال ۶۸ در محله منبع آب اهواز به دنیا آمد. پدر وی رزمنده ۸ سال دفاع مقدس جانبار سردار پاسدار رمضان ظهیری است. دارای ۴ برادر و فرزند سوم خانواده بود که در سال ۸۷ به عضویت نیروی زمینی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی یگان تکاور صاب...
کسانی که تسلیم شدند و نشدند
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
کسانی که تسلیم شدند و نشدند ﺩﺭ یک سمینار رموز موفقیت، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ: «ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ؟» حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪﻧﺪ.» سخنران: «ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟» حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.» سخنران: «ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟» حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.» سخنران: «ماری کوری ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟» حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.» سخنران: «جمز و...
نجس ترین چیزها
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
نجس ترین چیزها گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست؟ برای همین کار وزیرش را مامور می کند که برود و این نجس ترین را پیدا کند و درصورتی که آن را پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد. وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یک...
ندیدن مجنون، نمازگزار را و عبور از مقابل او
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
ندیدن مجنون، نمازگزار را و عبور از مقابل او مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد. مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: «هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟» مجنون به خود آمد و گفت: «من که عاشق لیلی...
آرایشگری که به وجود خدا اعتقاد نداشت
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
آرایشگری که به وجود خدا اعتقاد نداشت مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردند. وقتی به موضوع خدا رسید آرایشگر گفت: «من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.» مشتری پرسید: «چرا باور نمی کنی؟» آرایشگر جواب داد: «کافیست به خی...
داستان قدرت بخشش یک بانوی خردمند به یک مسافر
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
داستان قدرت بخشش یک بانوی خردمند به یک مسافر بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست ...
گیر افتادن کارگر مهربان در سردخانه و نگهبان منتظر
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
گیر افتادن کارگر مهربان در سردخانه و نگهبان منتظر ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ که به تنهایی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭفته بود در ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ او ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ سردخانه گیر افتاد. آخر وقت کاری بود. ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﯿﻎ ﺩﺍﺩ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺑﺪﻫﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ...
خطرناک بودن طبقه دوم اتوبوس
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
خطرناک بودن طبقه دوم اتوبوس سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید. او بسیار خسته بود و مجبور بود بیست دقیقه برای اتوبوس بعدی منتظر بماند. یک اتوبوس دو طبقه آمد. سم وقتی دید در طبقه دوم کسی نیست بسیار خوشحال شد و گفت: «آه، می توانم دراز بکشم و...
اخذ مالیات منصور دوانقی برای ساختن حصار دور شهر
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
اخذ مالیات منصور دوانقی برای ساختن حصار دور شهر داستان از این قراره که منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی بعد از انتقال پایتخت به بغداد تصمیم گرفت برای دفاع از این شهر دور اونو دیوار بکشه. اما دلش نمی خواست پول ساختن دیوارو از جیب خودش بده. بنابر این تصمیم خاصی اتخاذ کرد. اون در شهر اعلام کرد که قراره سر...
کشته شدن 22 داعشی در حمله داعش به بسیج مردمی عراق !
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
نیروهای مردمی عراق از کشته شدن 22 عنصر تروریستی داعش در شهر بیجی از توابع استان صلاح الدین خبر دادند. به گزارش پایگاه خبری العالم، به نقل از سومریه نیوز، نیروهای بسیج مردمی عراق، شنبه در بیانیه ای خاطرنشان کردند که گردان های "جند الامام"، صبح امروز حمله تروریست های داعش به مواضع نیروهای مردمی را در ...
داستان ضرب المثل آدم هفت خط
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
داستان ضرب المثل آدم هفت خط در زمان ساسانیان پیمانه های ظریف و زیبائی از شاخ گاو یا بزکوهی درست می کردند که چون پایه نداشته کسی نمی توانسته آن را روی زمین یا میز بگذارد و از نوشیدن شرابِ ریخته شده در پیمانه اش طفره برود. از این رو دارندۀ جام مجبور بوده است محتویات آن را لاجرعه سربکشد. اما برای اینکه...
داستان کلوخ زدن بهلول و سه اشتباه دانشمند
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
داستان کلوخ زدن بهلول و سه اشتباه دانشمند روزى بهلول از مجلس درس یکی از دانشمندان و عالم دین عصر خود گذر مى کرد. او را مشغول تدریس دید و شنید که او مى گفت: «حضرت صادق علیه السلام مطالبى می گوید که من آنها را نمى پسندم. اول آنکه شیطان در آتش جهنم معذب خواهد شد در صورتی که شیطان از آتش خلق شده و چگونه...
ابوعلی سینا و جا انداختن لگن دخترک
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
ابوعلی سینا و جا انداختن لگن دخترک در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب میافتد و استخوان لگن باسنش از جایش در میرود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش میبرد، دختر اجازه نمیدهد کسی دست به باسنش بزند. هر چه به دختر میگویند حکیم ها بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند، اما دختر زیر بار نمی...
بهلول و طعام خوردن شیخ جنید بغدادی
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
بهلول و طعام خوردن شیخ جنید بغدادی آورده اند که شیخ جنید بغدادی به عزم سیر از بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او. شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: «او مردی دیوانه است!» گفت: «او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.» شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. ب...
کریم تر از حاتم طایی
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
کریم تر از حاتم طایی حاتم را پرسیدند که :«هرگز از خود کریمتر دیدی؟» گفت: «بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرود آمدم و وی ده گوسفند داشت. فی الحال یک گوسفند بکشت و بپخت و پیش من آورد. مرا قطعهای از آن خوش آمد، بخوردم.» گفتم : «والله این بسی خوش بود.» حاتم ادامه داد: «غلام بیرون رفت و یک یک گوسفند را میک...
لامپ رشته ای ادیسون
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
لامپ رشته ای ادیسون توماس ادیسون دو هزار ماده مختلف را برای ساختن رشته لامپ امتحان کرد. هیچ کدام از این مواد رضایت بخش نبودند. دستیار ادیسون گله می کرد که: «همه کارمان بیهوده بود و چیزی یاد نگرفتیم.» ادیسون با اعتماد زیادی گفت: «ما راه درازی را طی کردیم و کلی چیز یاد گرفتیم. اکنون ما می دانیم که دو ...
خانمی که نمی دانست ثروتمند است و بچه های کوچولوی فقیر
◷
تاریخ انتشار: 1395/2/18 | ساعت: 21:50
خانمی که نمی دانست ثروتمند است و بچه های کوچولوی فقیر هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرک پرسید: «ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین؟» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى...