افتخار ديگرى كه براى عمر نقل كردند اين است كه عمر پيشنهاد حجاب را ارائه داد و سپس آيه حجاب نازل شد:
«... عن عايشه أنّ ازواج النبى صلى الله عليه و سلم كن يخرجن بالليل إذا تبرزن إلى المناصع وهو صعيد افيح فكان عمر يقول للنبى صلى الله عليه و سلم احجب نساءك فلم يكن رسول اللّه صلى الله عليه و سلم يفعل. فخرجت سودة بنت زمعه زوج النبى صلى الله عليه و سلم ليلة من الليالى عشاء وكانت امرأة طويلة فناداها عمر ألا قد عرفناك يا سودة - حرصا على أن ينزل الحجاب - فانزل اللّه آية الحجاب»(3).
عايشه مى گويد: همسران پيامبر صلى الله عليه و آله شبها براى قضاى حاجت به بيابان مى رفتند. عمر به پيامبر صلى الله عليه و آله مى گفت: زنهايت را در حجاب كن ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين نمى كرد (گوش به حرف عمر نمى داد!). شبى از شبها سودة دختر زمعه، همسر پيامبر صلى الله عليه و آله كه زنى بلند قد بود بيرون رفت. عمر فرياد زد: اى سوده ترا شناختيم - به جهت حرصى كه براى نزول آيه حجاب داشت (اين كار را كرد). آنگاه آيه حجاب نازل شد.
ــــــــــــــــــــــــ
(1) صحيح مسلم، ج 4 ص 1923، كتاب فضائل الصحابة، باب 28 (در فضائل ابوذر)، ح 132.
(2) سنن ابن ماجه، ج 1 ص 322، كتاب اقامة الصلاة والسنة فيها، باب 56 (باب القبله)، ح 1008.
(3) الف - صحيح بخارى، ج 1 ص 49، كتاب الوضوء، باب خروج النساء إلى البراز، و مشابه آن در ج 8 ص 66، كتاب الاستئذان، باب آية الحجاب.
ب - صحيح مسلم، ج 4 ص 1709، كتاب السلام، باب 7، ح 18.
ما از برادران و خواهران منصف و با غيرت اهل سنت تقاضا داريم يكبار ديگر روايت فوق را كه در صحيحترين كتابهاى روائى آنان آمده با دقت بخوانند و خود قضاوت كنند كه آيا عملى كه عمر انجام داد -با هر قصد و نيتى كه باشد- كار صحيحى بوده است؟
«... عن انس قال: قال عمر: قلت يا رسول اللّه! يدخل عليك البر والفاجر، فلو امرت امهات المؤمنين بالحجاب. فانزل اللّه آية الحجاب»(1).
انس مى گويد: عمر گفت: گفتم يا رسول اللّه! انسانهاى نيك و بد بر تو وارد مى شوند كاش همسرانت را دستور به حجاب مى دادى. پس خداوند آيه حجاب را نازل كرد.
براى ما معلوم نشد كه آيه حجاب با پيشنهاد عمر نازل شد و يا در جريان سودة و برخورد نامناسب عمر با او؟ بهتر است به روايتى ديگر نظرى بيفكنيم تا قضيه بر ما روشن تر شود:
«... عن عايشه: خرجت سودة بعدما ضرب الحجاب لحاجتها وكانت امرأة جسيمة لا تخفى على من يعرفها فرآها عمر بن الخطاب فقال: يا سودة اما واللّه ما تخفين علينا فانظرى كيف تخرجين قالت: فانكفأت راجعة ورسول اللّه صلى الله عليه و سلم في بيتى وانه ليتعشى وفي يده عرق فدخلت فقالت يا رسول اللّه! انى خرجت لبعض حاجتى فقال لى عمر كذا وكذا. قالت: فاوحى اللّه اليه ثمّ رفع عنه وأن العرق في يده ما وضعه. فقال انّه قد أذن لكن أن تخرجن لحاجتكن»(2).
عايشه مى گويد: بعد از نزول آيه حجاب، سودة ـ كه زنى چاق بود (و البته در بعض روايات او را زنى بلند قد معرفي كردند نه چاق) و بر كسى كه او را مى شناخت مخفى نبود ـ جهت حاجت خويش بيرون رفت. عمر او را ديد و گفت: اى سودة به خدا قسم بر ما پوشيده نيستى بنگر كه چگونه خارج مى شوى. او برگشت و شكايت نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله - كه در بيت من بود - آورد. حضرت فرمود: كه براى خروج جهت حاجاتتان مجازيد.
معلوم نيست كه جريان سودة و برخورد نامناسب عمر با او يكبار واقع شد يا دو بار، اگر يكبار بود كه دو دسته روايات با هم در تعارض آشكارند زيرا دسته اول مى گويد كه عمر اين كار را به جهت حرصى كه بر نزول حجاب داشت انجام داد و دسته دوم مى گويد كه خروج سودة بعد از نزول آيه حجاب بود و قطعا يكى از دو دسته روايات دروغ است؛ و اگر دو واقعه بود كه اولى به خاطر نزول حجاب و دومى بعد از آن واقع شد كه بايد گفت: آقاى عمر! اگر ما عمل اولت را بتوانيم توجيه كنيم كه به خاطر حرصت جهت نزول آيه حجاب بود چرا بار ديگر با سوده آن برخورد را كردى كه شكايت ترا نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ببرد؟
حال چه اين و چه آن، اگر زنى جهت قضاى حاجت به بيرون از شهر برود (كه اين مطلب از كلمه «صعيدا فيح»
(1) صحيح بخارى، ج 6 ص 148، تفسير سوره احزاب.
(2) الف - صحيح بخارى، ج 6 ص 150، تفسير سوره احزاب و با حذف جمله «بعد ما ضرب عليها الحجاب» ج 7 ص 49، كتاب النكاح، باب خروج النساء لحوائجهن.
ب - صحيح مسلم، ج 4 ص 1709، كتاب السلام، باب 7، ح 17.
ـــــــــــــــــ
برمى آيد كه به معناى فضاى باز است چه آنكه در شهر فضاى باز وسيع وجود نداشت) -آن زن هر كه باشد- چرا بايد مردى كه با او محرم نيست چنان خطابى به او بكند؟
آيا اين از ادب و اخلاق اسلامى است؟
اينان كه مى گويند عمر هميشه با پيامبر صلى الله عليه و آله بود، آيا اخلاق رسول خدا صلى الله عليه و آله در او تأثير نكرد؟
آيا اين عمل عمر براى او افتخارى است كه آن را در صحيحين نقل كردند؟
آيا خداوند تحت تأثير رفتار غير صحيح يك مسلمان قرار گرفته و حكمى را تشريع مى كند؟
آيا واقعا چنين است و ما اين دسته روايات را بپذيريم يا آنچه را كه هم صحيحين و هم ترمذى ونسائى آن را نقل نموده اند:
«... قال انس بن مالك: انا اعلم الناس بهذه الاية آية الحجاب لما اهديت زينب إلى رسول اللّه صلى الله عليه و سلم كانت معه في البيت صنع طعاما، ودعا القوم فقعدوا يتحدثون، فجعل النبى صلى الله عليه و سلم يخرج ثمّ يرجع وهم قعود يتحدثون، فانزل اللّه تعالى: يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ غَيْرَ ناظِرينَ إِناهُ» إلى قوله «مِنْ وَراءِ حِجابٍ» فضرب الحجاب وقام القوم»(1).
خلاصه ترجمه: انس مى گويد من داناترين مردم به آيه حجاب مى باشم در شبى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با زينب ازدواج كرد غذائى درست كرد مردم پس از خوردن غذا نشسته و صحبت مى كردند خداوند آيه حجاب را نازل كرد (آيه 53 از سوره احزاب). آيا باز هم ترديدى باقى مى ماند كه نزول آيه حجاب ربطى به پيشنهاد عمر و يا عمل غير صحيح او ندارد؟
آيا بهتر نيست براى آنكه فضيلتى براى عمر درست كنند او را مردى معرفي نكنند كه به زنى اجنبى -آن هم همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله - كه در تاريكى شب براى قضاى حاجت به بيرون رفته بود، آن كلمات را گفت: كه شكايت نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برد؟
آيا اينگونه روايات كه در صحيحين آمده به جاى دفاع و يا مدحى از خليفه ثانى، توهين به او نمى باشد؟
آيا بهتر نيست يا اينگونه روايات را حذف كنند و يا نام «صحيح» را از ابتداى دو كتاب فوق بردارند تا كسى نتواند به عمر جسارتى بكند؟
گر چه رواياتى از اين قبيل آنقدر زياد است كه حذف همه آنها تقريبا غير ممكن است!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) اين روايت را با عبارات مختلف، بخارى 9 بار و مسلم 5 بار تكرار كردند:
الف - صحيح بخارى، ج 6 ص 50 - 148، تفسير سوره احزاب، و ج 7 ص 30، كتاب النكاح، باب ما يقول الرجل إذا أتى اهله، و ص 108، آخر كتاب الاطعمه، و ج 8 ص 65، كتاب الاستئذان، باب آية الحجاب، و ج 9 ص 152، كتاب التوحيد، باب وكان عرشه على الماء.
ب - صحيح مسلم، ج 2 ص 52 - 1046، كتاب النكاح، بابهاى 14 و 15، ح 95 - 87.
توضيح آنكه باب 15 فقط در مورد ازدواج زينب و اكثر روايات آن مربوط به نزول آيه حجاب است.
ج - سنن ترمذى، ج 5 ص 333، كتاب تفسير القرآن، باب 34 (ومن سورة الاحزاب)، ح 3218 و 3219. توضيح آنكه در حديث اول داستان مزبور را بسيار طولانى نقل كرده و در هيچكدام از دو روايت نام زينب را نمى آورد.
د - سنن نسائى، ج 6 ص 79، كتاب النكاح، باب 26، ح 3249 (بسيار خلاصه).
توضيح آنكه روايت متن يكى از 9 روايت صحيح بخارى مى باشد.
برچسب:
نویسنده: ایرانی